ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
142
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
پادشاهان آماده باشد ، ويشتاسب نيز اسبى به درگاه پادشاه ترك بفرستد . وقتى زرتشت - چنان كه پيش ازين گفتيم - به دربار ويشتاسب راه يافت ، به دو اندرز داد كه پيمان صلح خود را با پادشاه تركستان بر هم بزند و گفت : « من طالع مىبينم و ساعتى سعد را معين مىكنم تا در آن ساعت به جنگ با او برخيزى و پيروزى يا بى . » اين نخستين بار بود كه براى پادشاهان از روى دانش ستاره شناسى ، وقتى براى آغاز هر كار تعيين مىشد . زرتشت نيز با ستاره شناسى آشنائى بسيار داشت و در اين باره دانشمند برجستهاى به شمار مىرفت . ويشتاسب اين پيشنهاد را پذيرفت . از اين رو ، زرتشت كسى را به درگاه پادشاه ترك فرستاد تا اسب شاهنشاه ايران و ركابدار او را از آن جا برگيرد و به ايران برگرداند . فرستادهء زرتشت نيز چنين كرد . اين كار - كه نشانهء پيمان شكنى شمرده مىشد - پادشاه تركستان را به خشم آورد و او كه زرتشت را در اين باره گنهكار مىدانست ، نامهاى به ويشتاسب نوشت و او را ترساند و اين پيمان شكنى را نكوهش كرد و از او خواست كه زردشت را پيش وى بفرستد . اگر نفرستد با او جنگ خواهد كرد و او خانوادهء او را از ميان خواهد برد . ويشتاسب در پاسخ نامهء او ، نامهاى بسيار تند نگاشت و او را به پيكار فرا خواند . چيزى نگذشت كه دو پادشاه با لشكريان خود به سوى يك ديگر